Colors have always intrigued me and are therefore the cornerstone of my work. I believe colors can draw our attention, change our understanding of objects, create points of view or effect our mood. People intrigue me too; they also have colors! I am purple… Sometimes I become grey, especially when I’m confused. Once I was green; but things change in time, even colors.
My analytical mind inspires my paintings so do people and colors. Organizing my thoughts and perceptions, never fails to boost my creativity. In these paintings, my figures become people’s shadows. These shadows represent people’s colors, merging together, creating conflict or harmony.
رنگها هميشه من را مجذوب خود مى كردند اين بود كه مهمترين بخش نقاشى هايم شدند. من فكرمى كنم كه رنگها توجه ما را به خود جلب مى كنند، به اشياى ا طرافمان معنى مى دهند و زاويه ديد و حس ما انسانها را تغييرمى دهند.
همچنين مشاهده ى انسانها من را به وجد مى آورد وفكرمى كنم كه آنها نيزرنگ دارند. مثلاً، وقتى به خود فكرمى كنم، مى بينم كه بنفش هستم… گاهى درعصبانيت طوسى مى شوم، مخصوصا درزمانى كه سردرگم هستم. پيش ترها سبزبودم؛ ولى زمان همه چيزرا تغييرمى دهد، حتى رنگها را.
مغزتحليلگرمن، همانند رنگها وانسانها، الهام بخش نقاشى هاى من است. طبقه بندى كردن ادراك وافكارم به من قدرت خلق مى دهد. درنقاشى هاى اين مجموعه “شبحها” بدنه هاى نقاشى شده ى من تبديل به سايه هايى مى شود كه رنگ وجودى آدمكهايم را فاش مى كند. سايه هايى كه با تركيب وادغام شدن با يكديگرگاهى تعادل وگاهى تضاد ايجاد مى كنند.





